کلبه 1
تقدیم با عشق 

تمام سپاسم از آن کسی است که به من نیازی نداشت اما فراموشم نکرد.

کوروش کبیر

[ چهارشنبه 4 دی1392 ] [ 23:24 ] [ لیلا ]
شب یلدا سنتی است که درقدیم مردم آذوغه هایی را که برای زمستان در انبار ذخیره کرده بودند به هم نشان می دادند که حاکی از آمادگی آنها برای زمستان بود.مثل آجیل وهندوانه و...

الان هم درسته که مثل قدیم از انبار خبری نیست ولی این سنت ادامه داره.

[ سه شنبه 26 آذر1392 ] [ 22:15 ] [ لیلا ]
ذات خدا را نمیتوان شناخت.زیرا مابرخدا احاطه نداریم که اورا آنطور که شایسته است بشناسیم.ولی به اندازه ی فهم خود باید درنزدیکی به صفات نیک تلاش کنیم.تا خدارا از خود راضی کنیم.وبه تقرب ورستگاری برسیم.

[ دوشنبه 20 آبان1392 ] [ 23:41 ] [ لیلا ]
گاهی نگران هستیم که تغییرات ما را دچاراز خودبیگانگی کند.یعنی تغییرات آنجنان سریع اتفاق می افتد که ما خود راوعادات خود راگم میکنیم.برای همین انعطاف پذیری در مقابل تغییرات محیطی به ما کمک میکند سلامت روانی خود را حفظ کنیم.باید همه چیز رابین صفر وصد ندید .سیاه وسفید مطلق دیدن به ما اجازه ی تفکر وانعطاف رانمی دهد.باید تفکرات قالبی ودیکته شده را کنار گذاشت ودر مورد هرچیز ،خود به اندیشه پرداخت تا به انعطاف پذیری وخود شکوفایی رسید.

[ سه شنبه 9 مهر1392 ] [ 19:3 ] [ لیلا ]
آب حیات رابیشتردرافسانه ها وداستانها میخوانیم.برای خیلی ها این فقط یک افسانه است.اولین بار باکتاب اسکندروآب حیات به این موردفکرکردم.زندگی جاودانه به آسانی آب خوردن.یعنی تنها با خوردن یک آب جادویی.

البته جاودانگی جزء آرزوی بشراست.ولی نمیشودمثل اسکندردرظلمات راه رفت تا به آب حیات رسید.بلکه باید سفررا ازدرونمان آغاز کنیم.سفری ازنفس به خدا.مراحل تکامل انسان راباید بامردن قبل ازمرگ تجربه کرد .سفری بسیارسخت که باید اولین قدمش را با پاگذاشتن روی خواسته های شهوانی شروع کرد.باید هنگام دوراهی حفظ جان یا ایمان ،ایمان راانتخاب کرد.باید دوبارمرگ راتجربه کرد.یکبار ازدنیا رفت ویکبار از بهشت تا به حق رسید.آنوقت حق تورا ازنورخودمی آفریند وازچشمه ی اب حیات سیراب میکند وسبب میشودتوهرگزپیرنشوی وهمیشه جوان بمانی وتاابدزنده.تاوقتی که خدا بخواهد.این راز جوانی امام زمان ویارانشان هم هست.اللهم عجل لولیک الفرج

[ دوشنبه 1 مهر1392 ] [ 9:51 ] [ لیلا ]
آیا گذشته مهم است؟ آری چون گذشته ،آینده را میسازد.وقتی در مورد کسی تحقیق میکنیم به گذشته ی او رجوع میکنیم .زیرا افراد بیشتر اوقات ادامه دهنده ی گذشته ی خود هستند.کسی که بدی میکند گاهی میگوید گذشته ها گذشته است وبیایید آشتی کنیم .مثلا کسی حتی پای مادرش را به دادگاه میکشد ومیخواهد خانه ی مادرش را بااسناد ساختگی صاحب شود وبعد از 4سال که کاری از پیش نمی برد میگوید من پشیمانم .بیایید آشتی کنیم.گذشته ها گذشته است.اما همین فرد حتی برای آشتی هم شرط میگذارد ومیگوید به این شرط که نیمی از خانه را که به اسم خواهرم کردی دوباره به اسم خودت برگردانی ای مادر.شاید با خودمی گوید مادرم 80سال دارد وچندسال دیگر میمیرد وتمام اموالش به من میرسد زیراپسر ارشدم وآنوقت میتوانم حق ناچیزی به خواهرم بدهم ونه اینکه نیمی از خانه رابه اوبدهم.چقدر بعضی ها حریص اندکه با اینکه 30سال از خانه ی مادرش استفاده کرده وبا حکم دادگاه مجبور به تخلیه شده بازهم منتظر مرگ مادرش است وحالا بعد از 4سال دعوا برای آشتی شرط گذاشته که خانه ات را از دخترت بگیر وبه اسم خودت بزن البته با لحنی دلسوزانه که میترسم خواهرم ترا بیرون کند مادرجان.واقعا بعضی چقدر روباه صفت اند.
[ جمعه 29 شهریور1392 ] [ 13:46 ] [ لیلا ]
گاهی باید ریسک کرد.گاهی برای تغییر شرایط باید این کار را کرد.حتی مطمئن نبودم اهل بهشتم یا جهنم اما ریسک کردم تا با خدا همه چیزم را معامله کنم ودست آخر برنده شدم.چون خدا بسیار مهربان وبزرگوار است.توانستم مراحل عرفانی رابه سرعت در طول یکسال ونیم طی کنم .فقط مرحله ی اولش سخت بود که بسیار هم وحشتناک بود.ومن تا مدتها در شوک بودم.اما بالاخره خودم را جمع وجور کردم وبا اعتماد به نفس ،خودم را دلخوش میکردم.تا اینکه شرایط سختی تمام شد وتوانستم به خدا برسم.اما هنوز خستگی اش از تنم بیرون نرفته است وانگار صدسال روحم پیر شده است.اما باز هم امیدوارانه وخرسند از وصال باحق روزگار میگذرانم.اما ریسک گاهی لازم است.حتی برای نوشتن فیلمنامه هایم بسیار ریسک کردم.ولی خوب از آب درآمد وبافروش خوبی روبرو شد.اگرچه خواسته بودم اسم مرا نیاورندولی پولش را قرار است بدهند ومن با تمام بی اعتمادی ام به حکومت راهی جز امیدوار بودن به گرفتن حقم ندارم وصبورانه وگاهی خشمگینانه انتظار میکشم.ولی بازهم در زندگی ام ریسک خواهم کرد.ریسک کردن خیلی هیجان دارد وزندگی باهیجان زیباست.
[ یکشنبه 24 شهریور1392 ] [ 20:11 ] [ لیلا ]
میگویند میخواهند جسد انسان را فریز کنند تا یخ ببندد وبعد صدهاسال بعد آنرا از حالت انجماد بیرون آورند ورویای جاودانگی انسان را محقق کنند.درحالیکه فقط خداست که میتواند به انسان عمر جاودانه ببخشد واین آرزو جز با اعمال صالح ممکن نیست.

[ جمعه 22 شهریور1392 ] [ 14:42 ] [ لیلا ]
وقتی انسانی که احترامش برتو واجب است مثل معلم به شما بدی میکند ویا به شماتهمت میزند چه کاری میتوانید بکنید؟هرکاری وهر پاسخی ممکن است بی ادبی وحرمت شکنی تلقی شود وممکن است شما صبر کنید .کاری که من کردم .اما یک روز دیدم کارهایشان به تهمت ختم نمیشود وکتک را هم افزوده اند.این بود که من دیگر طاقت نیاوردم وبا اینکه ترم آخر لیسانس بودم فریاد زدم وبه استادم توهین کردم وشیشه ی دانشگاه راشکستم.ودستم 30تابخیه خورد والان جایش روی دستم هنور هست .اگرچه یک ترم  تعلیق شدم اما درعوض ازسکوت احمقانه دست کشیدم وجلویشان ایستادم.دلیل نمیشود هرکس که مثل حکومت فکرنکند روانی وفاسدوجاسوس باشد .این تهمت ها ی آنان بود.گاهی وقتی بزرگترها بی انصاف میشوند توهم مجبوری بی ادب باشی.من بالاخره با آن استاد آشتی کردم ولی این کارم باعث شد که سایر اساتید دست از تهمت وتوهین بردارند.الان هم خوشحالم رییس دانشگاهمون عوض شده اگرچه دیگر لیسانسم راگرفتم ودانشگاه نمیروم.چون دانشگاه را به پادگان تبدیل کرده بود که کسی جرات نفس کشیدن نداشت.

[ پنجشنبه 21 شهریور1392 ] [ 11:48 ] [ لیلا ]
قیامت در قرآن اسامی مختلفی دارد یوم الحساب ،یوم الحسره،یوم الفصل و..

اما برای اینکه حساب پاکی داشته باشیم وگرفتار حسرت نشویم وجزءنیکوکاران باشیم باید راه را از چاه بشناسیم.گاهی برخی منتظر قیامتند تا به دیدار خدابشتابند اما گاهی میشود برای دیدن خدا قیامت کرد.یعنی آنقدر از قید نفس ونفسانیات جداشد که پرده های حجاب دنیا از مقابل چشمهایت کنار رود ومنشا همه ی هستی را که خداست ملاقات کرد.ابتدا باید از کوچکترین خواسته های نفسانی شروع کردوایستادگی کرد تا کم کم بتوانیم با نور خدا جهان راببینیم وجهان بینی ما با جهان بینی اولیا خدا یکی شود.آنوقت راه رامیشناسیم ووقتی خدا به ما میگوید که از مسیرکج نرو ودرجاده ی مستقیم حرکت کن نخواهیم گفت که دین محدودیت ایجاد کرده است.زیرا هدایت خدا عین رحمت اوست ونه محدودیت.آزادی ای که به جهنم ختم شود ولذتی که ما رابه گمراهی بکشاند وناپایدار باشد ارزش نخواهد داشت.به قول امام علی علیه السلام :علی راچه کار با نعمتی که نمیماند ولذتی که پایدار نیست.

[ دوشنبه 18 شهریور1392 ] [ 13:44 ] [ لیلا ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ